حرفی برای تو

شاید با خودم خلوت كرده ام تا از خلوتی با تو بگریزم كه در آن اشك بریزم. شاید این خلوت مجازی من فرصتی باشد تا برایت یك دل سیر حرف بزنم. برایت بگویم كه مرا از نور گریزی نیست و مرا از درد... گفتم دل سیر ترسیدی شاید كه طولانی باشد ولی دل سیر من چند جمله بیشتر نیست. خواستم شاید كه برایت بنویسم تا برایت نگویم كه مرا از ابتدای نوجوانی تنهایی بلندی فرا گرفته است و غمی شیرین و نمناك به وسعت تمام نگاه من از شلیك گلوله ای تا افتادن تكه نانی بر روی زمین. و شادی گاهی شاید در طول طولانی غم هایم از گریه ی نوزادی تا غلغلك جذاب چشمان تو .....

خواستم برایت بنویسم تا برایت نگویم كه هرگز غم هایم را طی نكرده ای و همیشه با تو پوششی از لبخند و خنده های مكرر - گاهی - روی غم های همیشه ام كشیده ام. خواستم برایت بنویسم تا برایت نگویم و بغض سنگینت را لمس نكنم . خواستم برایت بگویم كه تو را دوست دارم و میدانم كه میدانی و خوب هم میدانی .... اما هم خواستم كه بگویم كسی هرگز و هیچ كجا برای فشردن دستان من متولد نشده است و یا اگر هم چنین شده باشد احتمال برخوردی میان ما در این هرزه بازار زنده گی آنقدر ناچیز است كه به سادگی نادیده اش می توان گرفت. كه من و او هر دو بی صداییم و چهره ای داریم همچون سیمای همه آدمیان .

و تو ، او نیستی . این را ساده ی ساده گفتم تا بدانی. تو خوب هستی ولی برای من ، او نیستی. ننوشتم كه بگویم به جرم وجودت با تو نمیمانم . نوشتم كه بدانی و دوباره بدانی كه دوستت دارم چون مهربانی و نه آنكه میتوانی. و شاید هرگز از تو طلب توانستن نكنم و همه ی دنیایت را با رنگی كه میخواهی ، دریابم به وسعت بوسه ای عمیق و گاهی فراتر ، لذتی غریب . و تو هرگز مرا از نگریستن به دنیای بیرونت باز نخواهی داشت و من نگاه خواهم كرد و دوباره خواهم گریست و عاقبت خواهم پرید .

اما پیش از آن با تو به بهشت خواهم رفت . به بهشت تو. و در آنجا با تو هزار شاخه سیب خواهیم چید و هزار هزار حرف خواهیم زد . و چون تو را خوابی عمیق فرا میگیرد من از آغوش تو بر خواهم خواست و به بهشت خودم خواهم رفت. در آن حال كه دستانم بوی بهشت تو را دارد و گونه ام از تماس شیرین لبان معصوم تو هنوز میسوزد تو را یاد خواهم كرد . همان تویی كه با لطافت رویایش تا ناب ترین احساس پریده بودم

June 30, 2004 08:42 PMComments (0)

نظرات :


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]