بد و بدتر و بدترتر

قصد نداشتم که به صورت جدی، در مورد انتخابات حرفی بزنم و بحثی بکنم. تا این‌که دیشب پیامی از سارای عزیز به دستم رسید که از من خواسته بود تا نظرم را در مورد انتخابات بیان کنم که شاید به تصمیم گیری او کمکی بکند. در نهایت نظرم بر آن شد که در فاصله یک روز مانده به انتخابات ریاست جمهوری، آن‌چه را که نظرم می‌رسد بیان و تشریح کنم. در برابر واجدین شرایط شرکت در انتخابات، هم اکنون (پس از انصراف محسن رضایی)، ۹ گزینه وجود دارد. هفت کاندیدا، رای سفید و عدم شرکت در انتخابات. اما چون دوستان من را معمولا دو طیف تحریم‌کنندگان و علاقه‌مندان به دکتر معین تشکیل می‌دهند، به نظرم رسید که فقط این دو گزینه را حلاجی کنم. به این امید که در نظر نهایی دوستان، کمکی کرده باشد. نکته قابل ذکر این است که به هر دو گزینه دکتر معین و تحریم انتخابات، بیشتر نگاه آسیب‌شناسانه دارم تا فرصت شناسانه. چرا که فکر می‌کنم در تمجید و تعریف، سخن بسیار رفته است.

عدم شرکت در انتخابات

بر خلاف آن‌چه در این سال‌های اخیر در کشور ما رایج است، شرکت نکردن در انتخابات ریاست جمهوری یک جرم محسوب نمی‌شود. بلکه دقیقا یک حق شهروندی‌ست که بر اعتراض به چهارچوب‌های برگزاری انتخابات و یا روند برگزاری آن دلالت دارد. کسی نمی‌تواند یک شهروند را به جرم آن‌که مهر شرکت در انتخابات را در شناسنامه خود ندارد، از حقی محروم کند. و البته در سال‌های اخیر نیز شاهد این نوع برخورد نبوده‌ایم.

اما در کنار عدم شرکت در انتخابات، بحث گفتمان تحریم انتخابات هم به میان می‌آید. این دو موضوع کاملا با هم متفاوتند. گفتمان تحریم به این معنی است که کسی علاوه بر عدم حضور در انتخابات، دست به تبلیغات برای گسترش این تفکر بزند که چون برای تبلیغ این تفکر، باید یاس اجتماعی و امید اندک به زندگی را تبلیغ کرد، این گفتمان در ایران ممنوع اعلام شده است.

اما باید دید که گفتمان تحریم انتخابات چه معایب و چه مزایایی دارد. گفتمان تحریم اگر با اقبال عمومی روبرو شود، می‌تواند پشتوانه مردمی یک حکومت را کاهش داده و به دنبال آن قدرت چانه زنی آن را در عرصه بین‌المللی به طرز محسوسی کم کند.

تحریم کنندگان انتخابات باید به یک مسئله حیاتی توجه کنند که چه بخواهند و چه نخواهند، با واقعیتی به نام «جمهوری اسلامی» روبه‌رو هستند. واقعیتی که بیش از یک مقدار مشخص، فشارهای بین‌المللی را برنمی‌تابد و تحمل نمی‌کند. یعنی حتی اگر در حالت آرمانی، گفتمان تحریم به اقبال عمومی برسد و مثلا ۷۰ درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت نکنند و این موضوع موجب گسترش فشارهای جامعه جهانی به جمهوری اسلامی شود هم، این‌گونه نخواهد بود که مثلا جمهوری اسلامی تن به این فشارها بسپارد و آزادی‌های اجتماعی یا سیاسی یا دمکراسی را در حد استانداردهای جهانی افزایش دهد. حتی اگر این موضوع به تحریم‌های سیاسی و اقتصادی و یا تهدیدهای نظامی بینجامد.

بحث دیگر این است که اصلا گفتمان تحریم، در بهترین حالت به چه مقداری از اقبال عمومی خواهد رسید. یک طرفه بودن مشی بزرگترین رسانه عمومی یعنی تلویزیون و رادیو در ایران، محدودیت‌های فعالیت مطبوعاتی و فراگیر نبودن مطبوعات و فرهنگ کتاب‌خوانی در مقایسه با نفوذ تلویزون و رادیو باعث شده است که هرگز تحریم کنندگان انتخابات به قدرت رسانه‌ای کافی برای ترویج تفکر خود دست نیابند. حتی حرکات انتحاری سیاسی مثل تحصن جمع کثیری از نمایندگان مجلس هم نمی‌تواند گفتمان تحریم را به آن اندازه که لازم است گسترش دهد و ما شاهد بودیم که چگونه در آن ایام، موضوع بسیار مهمی مثل تحصن نمایندگان هم بایکوت خبری می‌شود و تحریم انتخابات حتی نیمی از واجدین شرایط را در بر نمی‌گیرد. علاوه بر این وقایعی مثل صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی و مسائلی از این دست هم به افزایش مشارکت کمک شایانی می‌کند. پس تحریم انتخابات حجتی اگر به اقبال عمومی هم دست یابد، در برابر ساختار حکومتی ایران، مجکوم به شکست است و سرمایه‌گذاری روی تفکر سیاسی شکست خورده، یک آرمان‌خواهی بی ثمر تلقی می‌شود که هیچ گاه نتیجه و ثمری نخواهد داشت. طرفداران گفتمان تحریم از نظر من، بیش‌تر کسانی‌اند که از تحلیل وقایع و اتفاقات داخلی ایران، ناتوانند.



دکتر معین

بی تردید کسانی که به دکتر معین رای خواهند داد، ۳ طیف فکری را شامل می‌شوند.

۱- کسانی که به چهارچوب جمهوری اسلامی اعتقاد داشته و آن را اصلاح‌پذیر می‌دانند و روند اصلاحات را یگانه راهکار عبور از بحران‌های موجود فرض می‌کنند.

۲- کسانی که به اصلاحات اعتقاد نداشته و چهارچوب موجود را نیز غیر قابل اصلاح می‌دانند، اما برای حفظ حداقل‌های موجود در آزادی اجتماعی و سیاسی، تن به انتخاب معین داده‌اند.

۳- کسانی که مثل گروه قبل اعتقادی به اصلاح‌پذیر بودن چهارچوب ندارند و کاملا به براندازی معتقدند. اما چون فعلا دست‌یابی به آرمان اصلی را ممکن نمی‌بینند، سعی می‌کنند به انتخابت بد از میان بد و بدتر و بدترتر، راه را برای حرکت به سمت آرمان اصلی خود باز و بازتر کنند.

در هر صورت، دکتر معین و حامیانش باید توجه داشته باشند که جز گروه اول، دو گروه دیگر از هوادارانشان که تعدادشان کم هم نیست، هواداران واقهی آن‌ها نیستند و تنها به دکتر معین به عنوان تنها گریز ممکن و یا کانالی برای براندازی می‌نگرند.

اما در مورد خود دکتر معین باید گفت که بر خلاف همه کسانی که تصور می‌کنند با حضور دکتر معین بر سکان قوه مجریه، آزادی‌های اجتماعی و سیاسی گسترش می‌یابد، باید گفت که توزیع قوای انتخابی و انتصابی در کشور ما و در قانون اساسی ما به گونه‌ای‌ست که حتی اگر تمام قوای انتخابی کشور بکوشند تا مسائلی خارج از حوزه درک قوای انتصابی را به میان بکشند، باز هم موفق نخواهند بود. علاوه بر آن فعالیت جناح مقابل که اکثر سنگرهای قوای انتصابی را نیز در اختیار دارد، برای تخریب چهره دکتر معین آغاز خواهد شد و اتفاقا آزادی‌های اجتماعی محدود و خفقان سیاسی حاکم خواهد گردید. دقیقا مشابه آن‌چه در ابتدای دولت محمد خاتمی نیز اتفاق افتاد. نیروی انتظامی و نظامی کشور بسیج خواهد شد تا هم انتقام شکست را بگیرد و هم راه را برای ناکارآمد نشان دادن اصلاح‌طلبان و پیروزی در انتخابات شوراها و مجلس، بگشاید.

به جرات می‌توان کفت که دولت دکتر معین، در صورت شکل‌گیری، کابینه تنش خواهد بود. بدین معنی که فقط تا مدتی طولانی پس از انتخاب دکتر معین، شاهد درگیری دولت و مجلس بر سر رای اعتماد وزرا خواهیم بود. پس از آن هم درگیری دولت با مجلس و قوه‌قضائیه و ارگان‌های نظامی و انتظامی، تمامی نخواهد داشت. سیل استیضاح‌ها، محکومیت‌ها و برخوردهای اجتماعی و سیاسی، دولت معین را دچار بحران‌های پیاپی خواهد کرد و به نظر می‌رسد در انتهای کار دکتر معین، بیشتر شاهد بهانه خواهیم بود تا بها. اگر دولت خاتمی هر ۹ روز یک بحران را پشت سر گذاشته بود، دولت معین هر روز ۹ بحران خواهد داشت و بار اصلی این بحران را جامعه جوان کشور و علی‌الخصوص روشنفکران و دگراندیشان به دوش خواهند کشید.

دکتر معین شخصیتی فرهنگی و علمی‌ست و اطرافیان وی بیش از هر چیز یک طیف سیاسی محسوب می‌شوند. صددرصد دولت دکتر معین تمام توان خود را بر آزادی مطبوعات و توسعه نهادهای مدنی معطوف خواهد کرد اما بعید به نظر می‌رسد که در اصلاح ساختار اقتصادی توانمند و کارآمد باشد. دیدگاه دکتر معین به کوچک‌سازی دولت و تبدیل دولت از مجری به ناظر، بسیار آرمانی‌تر از آن به نظر می‌رسد که بتوان برای آن ضمانت اجرایی در نظر گرفت. خصوصی‌سازی در وسعتی که مد نظر دکتر معین و تیم اقتصادی وی است، نیازمند بسترهای متعددی‌ست که حتی درصدی از آن نیز در کشور ما محقق نشده است.

خصوصی سازی نیازمند جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی و جذب سرمایه نیز نیازمند تامین امنیت برای سرمایه و سرمایه‌گذار است که این مسئله از حیطه اختیارات رئیس جمهور خارج است. علاوه بر آن گسترش اختیارات ریاست جمهوری، نیازمند اقداماتی‌ست که سد مجلس و شورای نگهبان قانون اساسی را در پی خود دارد. پس به سادگی می‌توان نتیجه گرفت که خصوصی سازی و به تبع آن تولید کار و اشتغال به سرعتی که دکتر معین در نظر دارد، محقق نخواهد بود.

چه باید کرد، چه نباید کرد

شاید در انتهای این مطلب این سوال برای خواننده مطرح شود که با وجود انتقاداتی که وارد شد، چه انتخابی بهتر و معقول‌تر به نظر می‌رسد. نکته این‌جاست که بر خلاف همه دوستان، قصد ندارم بگویم که به چه کسی باید رای داد. بلکه تنها نظرم این بود که با توجه به شعارهایی که می‌شنویم، باید نگاه واقعی خود را حفظ کنیم و مشکلات موجود را هم به وضوح ببینیم. مهم نیست که چه کسی ادعای انجام چه کاری را دارد. بلکه مهم این است که انجام بعضی کارها ممکن نبوده و بعضی دیگر از عهده فرد مدعی خارج است. علاوه بر این ۷ انتخاب دیگر نیز وجود دارد که در مجموع، از میان انتخاب‌های باقی‌مانده، هاشمی رفسنجانی نیز قابل تامل و بحث به نظر می‌رسد.

پی‌نوشت : عکس از خودم.


June 16, 2005 12:56 PMComments (6)

نظرات :


من میگم این حرفارو بذاریم کنار و چنگ بزنیم به ریسمان رهبر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

taghi | December 14, 2006 12:16 AM


فکر مي کنم // مجبوريم // به معين راي بديم!

ريحون | June 17, 2005 01:09 PM


همه این هایی که گفتی به علاوه این که تعامل یک سویه قدرت (مراکز انتصابی و انتخابی قدرت)عوارض ثوری و زیرین بسیار خطرناکی داره که نتایج زیرین اون بسیار بسیار خطرناک تره. و بدتر از اون این که این عوارض رو باید ما جوونا به دوش بکشیم. متاسفانه شرایط پیچیده تر و بغرنج تر از این حرف هاست.

مهدي سالاري | June 17, 2005 09:33 AM


نظرتون را درباره معين پسنديدم! راجع به هاشمي هم فکر مي کنم کنم خيلي جاي تامل هست!!!

صادق ياراحمديان | June 17, 2005 01:39 AM


سلام. با بیش از نیمی از اینها که در مورد معین گفتی مخالفم بخصوص در مورد ضعیف انگاشتن تیم اقتصادی که به نظر از با برنامه ترین و قوی ترین افراد کشور در اون عضوند و ترس شدید از نظامیانی که دیگر همه کمابیش عاقل تر شده و سردسته مثل قالیباف پیدا کرده اند، شما پیشرفت کلی کشور را اصلا در نظر نگرفته ای و فکر می کنی که همه در فکر خراب کردن کشورند، اگر من نظرم مورد دکتر معین و تیم همراه و آینده او اینچنین بود قطعا به او رای نمی دادم. موفق باشی

سجاد | June 16, 2005 04:38 PM


خوب که خودم اول شدم.. ميخونم و نظرم رو مي گم.. حسين جان مرسي از لطفتت..!

سارا | June 16, 2005 01:04 PM


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]