به عماد مهربان و نگاه عقلانیاش
شعور بی شور
احیای بیست و یکم را در حسینیه ارشاد گذراندم. قبل از احیا سخنرانی آقاجری بود در باب عدالت علوی و عدالت صفوی و تلمیحات همیشگی و کنایات دائمی سیاسیاش آنقدر طول کشید که دعای جوشن کبیر را نخوانده، احیا شروع شد. احیا را هم آنقدر بیشور برگزار کردند که حالم گرفته شد. دلم نمیآید احیا برگزار بشود و ذکر عاشورا در آن نباشد. دلم نمیآید احیا برگزار شود و اشکی ریخته نشود. دلم نمیآید احیا برگزار شود و دعاهای حاشیهای قشنگی که دوست میدارم خوانده نشوند. اما احیا برگزار شد و هیچ کدام از اینها هم اتفاق نیفتاد.
شور بی شعور
اما احیای بیستوسوم را در یکی از مساجد جنوب شهر که سالهای دور آنجا میرفتم برگزار کردم. در مسجد حضرت یوسف(ع) دعای جوشن کبیر و ذکر عاشورا خوانده شد و بعد هم مراسم احیای پرشوری که من را یاد خاطرات نوستالژیکم میانداخت. اما سخنرانی ضعیفی انجام شد و مطابق انتظارم، سخنران از سیاستهای رئیسجمهور فعلی دفاع کرد و او را به افزایش نظم اجتماعی که همان فشار بر بدحجابها و جوانان بود فراخواند. به علاوه به صورت بسیار غیرکارشناسانه در مورد مسائل هستهای سخن گفت.
کدام اولیترند ؟!
بنابراین در احیای بیستویکم، شعور خوبی بر فضای مراسم حاکم بود اما هیجانی که انتظار میرفت در احیا اتفاق نیفتاد. و در شب بیستوسوم، شور مذهبی حرف اول را میزد در حالی که خیلی وقتها حس کردم در سخنرانی و مداحی به شعورم توهین میشود.
آنچه که مسلم است، شعور مذهبی و دینی، بر شور و هیجان مکتبی حق تقدم دارد. یعنی جایگاه تفکر و عقلانیت در دین بسیار فراتر از اشک ریختن و قرآن بر سر گرفتن است. اما میخواهم به این برسم که آیا میشود به این بهانه شور را از مذهب فاکتور گرفت ؟!!!
یک زمانی بحث آقایان منورالفکر این بود که شیعه ما فقط شور دارد و شعورش کم است. یعنی فهم و درک اتفاق نمیافتد و همهاش هیجان است. هزار زنجیر و قمه و دست به سینه و سر و کتف کوبیده میشوند و هزار قطره اشک ریخته میشود اما دریغ که کسی به قول معلم شهید (استاد مطهری) از یزید و حسین زمانه یادی نمیکند. و اینطور میشود که عاشورایی زندگی کردن از یاد میرود و عاشورا در یک مراسم هیجانانگیز مذهبی خلاصه میشود. اصلا در صحت این مسائل بحثی وجود ندارد. مگر دین بدون شعور میشود ؟!!!
اما آنچه که من میخواهم مطرح کنم این است که آیا شور یک چیز اضافی است ؟!!! آیا هیجانات مراسم آئینی کاذب و بیجا هستند ؟!!! یعنی حالت مناسب و ایدهآل این است که همه مردم در دهه محرم به جای سینهزنی و هیات و مسجد و عزاداری، بروند در خانه بنشینند و کتاب بخوانند و یزید و حسین زمان را آنالیز کنند ؟!!! آیا حالت ایدهآل این است که احیا را بگذاریم کنار و یکسره در مورد عدالت علوی و صفوی سخنرانی گوش کنیم و به شعور برسیم ؟!!!
من به طور جد معتقدم که دین و مذهب و علیالخصوص مذهب ما بدون شور و هیجان مکتبی بسیاری از جنبههای خود را از دست خواهد داد. تشیع مذهبی اجتماعی است و فیض جمعی و نمود اجتماعی در آن اهمیت بسیاری دارد. یعنی علم و زنجیر و سینهزنی و قرآن به سرگیری و ذکر و نوحه و ادعیه بخش جدایی ناپذیر این مذهبند که نمیشود و نمیتوان از بدنه مکتب ما جدایشان کرد.
فیض جمعی
ما در تشیع بحثی داریم به نام فیض جمعی. که اصولا ثواب عبادات جمعی بر اساس آن استدلال میشود. مثلا میگویند نماز جماعت از نماز فردی بهتر و اولیتر است. برای این که در عبادت جمعی، فیض از افرادی که به لحاظ میزان تقوی نزدیکی بیشتری به نبض متعالی آفرینش دارند در میان عموم عابدان جاری میشود. نزدیکی میان مقربان و عامه مردم بدون اینکه پیدا باشد، در نوع نزدیکی بنده به دریچه فیض تاثیرگذار است. در مورد آئینهای مکتبی مثل عاشورا و احیا هم همین قضیه حاکم است.
تاثیر تبلیغاتی
خصوصا در دنیای مدرن نمیتوان از بحث تبلیغات فارغ شد. حضور جمعی مسلمانان و شیعیان در مراسم آئینی و مکتبی، تاثیر تبلیغاتی بالایی دارد. نظم و فلسفه حاکم بر مراسم در زمانهای که مسلمانان و شیعیان از قدرت رسانهای برتر برخوردار نیستند، باعث برانگیخته شدن نگاه جهانی به این قشر خاص میشود.
اصلا دین باید نمود هماهنگ اجتماعی پیدا کند. از بحث تبلیغاتی قضیه که بگذریم، بحث ابراز وجود یک قشر در میان است. بحث حضور یک منش در بطن جامعه جهانی که برای شهادت بزرگترین اسطوره متعالیاش یعنی حسین (ع) به خیابان میآید و آئین اجرا میکند. تعزیه برگزار میکند. از هنر و تکنولوژی کمک میگیرد و حضور خود را به رخ میکشد. این یک نیاز است.
ایجاد شور مکتبی توامان با شعور وظیفه کیست ؟
نمیشود از قائلان به «شور بدون شعور» انتظار داشت که شعور دینی را احیا کنند اما از متفکران و روشنگران دینی که امروزه شعور را بدون شور عرضه میکنند، باید خواست که هیجانات منطقی مذهبی عامه مردم را با ارائه ساز و کار عقلانی و اصولی ارضا کنند که جنبه تبلیغاتی و نمود اجتماعی و جهانی داشته باشد، فیض جمعی بر آن حاکم شود، هیجانات عامه را ارضا کند و با شعور دینی توامان شود.
شور مذهبی آفت دارد
مسلم و مبرهن است که شور مذهبی هم مانند همه هیجانات، آفتهای خاص خودش را دارد. بسیاری از انحرافات وارد مراسم آئینی میشوند که وظیفه روشنفکران و متفکران است که مراسم خالص و واقعی را به عامه مردم عرضه کنند و آن را از انحرافات و کجرویها بزدایند. در عین حال شعور و تفکر را با آن همراه سازند.
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی، که زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
پینوشت : پویا در روزنوشتش پرسیده بود که معنی قرآن به سر گرفتن یعنی چه ؟!! این سوال را اینجا جواب میدهم که شاید سوال کسان دیگری هم باشد. وقتی قرآن را روی سر میگیریم، کلام خدا را بین خود و خدا واسطه قرار میدهیم. نه اینکه خدا صدای ما را در حالت عادی نشنود، بلکه با این طریقه اعلام میکنیم که کلام تو را شنیدهایم و با ایمان و اعتقاد عقلانی و قلبی به آن، آمدهایم که با تو سخن بگوییم. بنابراین آئین قرآن به سر گیری، شهادت معنوی ماست بر درک عقلانی ما نسبت به سخنان پروردگار. در ضمن قرآن به سر گرفتن هیچ منافاتی با قرآن خواندن و تامل در قرآن ندارد. علاوه بر این از اعمال دیگر شبقدر قرائت قرآن است. برای این به سوال پویا جواب دادم که شاهد مثال خوبی بر برخورد نادرست با شور و شعور مکتبیست. یعنی پویا به عنوان یک آدم اهل فکر در مسائل دینی، تمام بها را به شعور دینی (خواندن قرآن) میدهد و شور دینی (آئین قرآن به سرگیری) را نفی میکند. در حالی که هر دو لازمند و صاحب فلسفه و دلیل.
پینوشت ۲ : شعر از غزلیات سعدی / عکس از خودم.