▐ اصالت آلت جنسی در ادبیات مردانه
ادبیات مردانه
مرد بودن در مملکت ما یک ادبیات روزمره دارد که استفاده از آن برای تثبیت هویت جنسیتی یک مرد، از نان شب هم واجبتر است. اگر مرد باشید قطعا در ادبیات رایج در شوخیهای مردانه، بدگوییها و کنایهها، بارها با این ادبیات چه غلیظ و چه رقیق برخورد کردهاید. اگر زن باشید و به قول قدیمیها آفتاب مهتاب ندیده هم باشید، حداقل در متلکهایی که میشنوید و دعواهایی که در روز در کوچه و میدان و خیابان میبینید، منظور من را میفهمید.
یک مرد در هر جای ایران، در هر شهری که به دنیا بیاید، در هر مدرسهای و در هر دانشگاهی که درس بخواند و در هر شغلی که مشغول شود، این ادبیات خاص را درک میکند. ادبیات مردانه، ادبیاتیست که در آن جنس مرد صاحب اصالت و احاطه است و جنس زن تنها یک عامل ارضا شهوت و تولید مثل. البته این ادبیات ابعاد گوناگونی دارد که هر مرد به فراخور موقعیت اجتماعیاش آنرا مورد استفاده قرار میدهد. مثلن اگر خاطرتان باشد یک بار رئیس جمهور سابق عنوان کرده بود که در منزل همیشه حرف آخر را میزند و میگوید "چشم". البته در آن زمان این جمله به مزاق خیلی خانمها خوش آمد، اما میشود گفت که این جمله یک قسمتی از همین ادبیات مردانه است از زبان یک مرد سیاستمدار که دقیقا نگاه از بالا دارد. یا اینکه مثلن اغلب مردان در گفتوگوهای روزمره با همسر یا دوستدخترشان از عباراتی مثل "خانومی"،"خانوم خوشگل"، "خانوم خانوما" و ...استفاده میکنند که این هم یکی دیگر از کاربردهای همین ادبیات مردانه است که یک مرد، با احترام آنرا نسبت به زنی که دوستش دارد به کار میبرد. و همینطور دامنه این ادبیات ادامه دارد تا متلکهایی که هر زنی در کوچه و خیابان میشنود و شوخیهای مردانهای که در جمعهای خصوصی (و البته مردانه) اتفاق میافتد. این یکی دو مثال را زدم که گستره بزرگ این ادبیات را نشان بدهم.
اصالت آلت جنسی در ادبیات مردانه
اما قسمتی از این ادبیات که مد نظر من است، نه فقط به مرد بلکه به آلت جنسی مردانه اصالت میدهد و از آن به عنوان عامل تثبیت هویت استفاده میکند. یعنی وقیحترین (البته نه مزورانهترین) شکل این ادبیات مردانه که برای نگاه از بالا و احاطه خود به جنس مخالف، مستقیما از یک تفاوت فیزیکی بهره میگیرد و به آن اصالت میدهد.
در ادبیات مردانه، آلت جنسی نقش عمدهای ایفا میکند. متداولترین شوخیها در بین مردهای ایرانی، شوخیهای جنسیست. شوخیهایی که معمولن با پایین تنه فرد شوخی کننده و فرد شوخی شونده (کسی که با او شوخی میکنند) سر و کار دارد. عمدهترین متلکها و پارازیتهایی هم که زنان در طول روز میشنوند، متلکهای جنسیست. البته کاربرد آلت جنسی در ادبیات مردانه، تقریبا به همین دو محور محدود میشود اما آنقدر توسعه پیدا میکند که به عنوان یک تفکر در ذهن یک مرد نهادینه میشود و در نهایت به اشکال مختلفی بروز پیدا میکند و دامنهاش از یک شوخی یا یک متلک فراتر میرود.
چند تا مثال میزنم
۱- مرد ایرانی همیشه در شوخیهایش و در تکیه کلامهایش باید تمام زنان (و حتی مردانی) را که در روز با آنها سر و کار دارد، به عنوان شوخی، مستقیم یا غیر مستقیم، به یک دخول وحشیانه تهدید کند. مثلن «میگیرم می....مت» یا «فلانی را تا دسته ....» یا «دهنت رو ...» و ...
۲- مرد ایرانی به شوخی و مزاح باید از اندازه آلت خود بسیار یاد کند و به اندازه آلت به عنوان یک ارزش انسانی (مردانه) اصالت بدهد. برای همین هم هست که اکثر مردان ایرانی معتقدند که آلت جنسی بسیار بزرگی دارند و فیالفور در هر بگو مگو یا بحث مسخرهای آن را حواله این و آن میکنند.
۳- یک مرد ایرانی باید به عنوان شوخی و به جهت بالا نشان دادن درجه مردانگی خود از الفاظ توهین آمیز جنسی در مورد دیگران استفاده کند. مردهای دیگر را به داشتن رفتارها یا اندامهای زنانه متهم کند و از زنان با نام آلت جنسیشان (و البته با تحقیر) یاد کند. مثلن برای شوخی با یک مرد بگوید «بچه ک...ی» یا «چاقال» و وقتی دختری از کنارش عبور میکند بگوید «عجب ک...ی بود.». درکل یک مرد ایرانی باید به اندام زنانه نگاه تحقیرآمیزی داشته باشد و آن را به عنوان یک ضدارزش انسانی تحقیرکند تا مردتر به نظر بیاید (حتی اگر اصلن چنین تفکری نداشته باشد).
۴- مرد ایرانی در شوخی و جدی برای کم نیاوردن و عرض اندام کردن باید به مردانگی اصالت بدهد و زنانگی را بکوبد. و جالبتر از آن تمام مردانگی برای او در داشتن یا نداشتن آلت جنسی مردانه خلاصه میشود. پس در واقع مرد ایرانی برای جلوه کردن در جمع همنوعان خود باید به آلت جنسی مردانه اصالت بدهد. این اصل تقریبا یک اصل حیاتیست، حتی در یک جمع از مردان تحصیلکرده و روشنفکر هم میشود رگههایی از این اصل را پیدا کرد.
۵- بهترین بیان برای اظهار بیتفاوتی یا کم محلی به یک فرد یا یک چیز یا یک وضعیت خاص، حواله کردن آن به بیضههاست که این هم یک اصل حیاتی و البته قدیمی در ادبیات مردانه است. بیضهها در ادبیات مردانه یکی از نقشهای عمده را ایفا میکنند. مخصوصا بیضه سمت چپ. مثال : «به ت..مم که نمیاد».
۶- یکی از مهمترین کاربردهای آلت جنسی در ادبیات مردانه، دعوا و درگیریهای خیابانیست. بارها احتمالن دیدهاید که در یک درگیری لفظی، آقایان مرتب یکدیگر را به همان دخول وحشیانه و فرو کردن آلت در دهان طرف مقابل و همه اقوام نزدیکاش و تجاوز به آنها (البته مونث که از آن با نام نوامیس یاد میشود) تهدید میکنند. در واقع جالب اینجاست که در ادبیات مردانه، حتی وقتی دو مرد هم با هم درگیری و مشاجره پیدا میکنند، باز هم هر دو طرف به مردانگی اصالت میدهند و قبل از هرچیز، آلت جنسی خود را به رخ نوامیس یکدیگر میکشند.
۷- دیگر کاربرد عمده آلت جنسی در ادبیات مردانه، متلکهایی هستند که یک مرد موظف است به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در مورد زنانی که در روز با آنها برخورد دارد، از آنها استفاده کند. مثلن به زن یک جایگاه ابزاری شهوانی بدهد و به عنوان متلک از عباراتی مثل "جوووون"، "جیگرتو"، "بخورمت" و ... استفاده کند. یا اینکه یک رویکرد کاملن تحقیرآمیز جنسی داشته باشد و باز از آلت جنسی مستقیما استفاده کند. عباراتی مثل "بکنم....ت"، "سرشو (یا تهشو) بگیر"، "اونجاتو بخورم" و عبارات دیگری که به دلیل دز بالای وقاحت از به کار بردن آنها معذورم.
۸- یک مرد ایرانی باید برای نشان دادن درجه بالای مردانگی خود (که به ایجاد هویت منجر میشود)، به زندگی روزمره یک نگاه جنسی غلیظ داشته باشد و باز هم مرتب به مردانگی و آلت جنسی مردانه اصالت بدهد. مثلن یک مهندس ساختمان در مواجهه به برج میلاد و تونل رسالت، یا یک مکانیک به پیچ و مهره یا ... البته داشتن نگاه جنسی به مسائل روزمره، یک تاثیر مهم دارد و آن ایجاد تشخص و ابهت در جمعهای مردانه است. به این معنی که هر مردی بتواند شوخیهای جنسی به جا، مضحک و ظریفتری با مسائل روزمره بکند، در یک جمع مردانه، مردتر، متشخصتر و معتبرتر به نظر میرسد.
البته گستره ادبیات مردانه، همان طور که گفتم، به شوخیها و متلکهای روزمره ختم میشود اما آنقدر بر روی آن تاکید میشود که کمکم در ذهن هر مرد ایرانی نهادینه میشود و منجر به یک نگاه از بالا و تحقیر آمیز به جنس مخالف میشود که به تمایزات فیزیکی اصالت میدهد و مثلن داشتن یا نداشتن یک زائده گوشتی را ارزش یا ضد ارزش تلقی میکند.
پینوشت : عکس تزئینیست. (دو نقطه دی)

