مطالب ارسال شده در July 2004 :

جواتیسم

و من جواتم! من جواتم ، جوات میدونی یعنی چی؟ یعنی یه چیزی فراتر از جواد ، یعنی پیرهنِ بنفشِ گشاد با شلوارِ خردلیِ خمره‌ایِ پیله دار ، من جواتم ، می دونی یعنی چی؟ یعنی از بوقِ سگ كار... ادامه

July 30, 2004 11:22 PMComments (0)

عشق من

دوسش دارم! خیلی ، عاشقِ صداشم ، صدائی كه ناز توش نهفته است ، هیچوقت دلم نمیخواد ببینمش ، فقط صداشو دوس دارم، از صمیم قلب عاشق نازیم كه تو صداشه ، وای خدایِ من ، انگاری راست و دروغ... ادامه

July 28, 2004 11:27 PMComments (0)

سرگذشت یک جوان پدرسوخته

مكان : پاساژ آرین . جواد پشت یه میز نشسته و داره كافه گلاسشو هم میزنه ، یه دخترِ نسبتا خوش قیافه هم اونور میز نشسته و داره بهش لبخند میزنه ، جواد ادامه میده : آره ، دیروز از... ادامه

July 26, 2004 11:59 PMComments (0)

یک ازدواج ساده

زمان : یك روز گرم تابستان. مكان : یكی از خیابانهای جنوب غرب تهران. صفدر با رفیقاش تو صف نونوائی وایساده و منتظره كه نوبتش بشه ، تو دلش داره میگه : كاش من دختر بودم ، چقدر صف زنونه... ادامه

July 24, 2004 12:53 AMComments (1)

گوگوش مرد

فكر كردم حتما دوباره در شهرغوغایی خواهد شد. مثل روزی كه فردین مرده بود. خواستم از خانه بیرون بروم اما ترسیدم. ازنگهبان جلوی در كلانتری كه درست روبروی خانه مان بود، ترسیدم. جوانك تفنگ داشت و قیافه ای اخمو و... ادامه

July 23, 2004 02:46 PMComments (0)

تابستانی که گذشت

تابستان كه می شد سبزی همه جا را می گرفت با گرمای تب دار ، شرجی بود ، پر پشه . اما خنكی صبح زیبا بود . یكدفعه آسمون تو هم می امد . خاكستری می شد ، نیلی... ادامه

July 20, 2004 08:37 PMComments (2)

اندر نشستن و زار زدن

آهای آدم کجا رفتی ؟ تو با آن همه صداقت روستایی چه شدی ؟ ار آن چشمان مهتابی چرا چیزی نمانده است؟ کجا رفتی کودک ساده بی تکلف. می نشینی و زار میزنی. مینشینی و خودت را جار میزنی؛ اما... ادامه

July 15, 2004 02:06 AMComments (3)

انا الحق به تعبیر من

بعضی از وقتا که خواب بینم احساس می کنم که بیدارم.در واقع بخش خود آگاه و بخش نا خودآگاه من هر دوتاشون در یه سطح قرار می گیرن.و باعث میشه که من بتونم در حال خواب بیدار باشم.توی این جور... ادامه

July 12, 2004 10:05 AMComments (5)

آزادی فردی و اراده الهی در کلام شهید مطهری

مساله قضا و قدر‏, از مسایلی است كه در برابر آزادی انسان مطرح می‌شود اگر چه پاسخ آن بیش از هزار سال است كه داده شده و ثابت شده كه این دو امر (آزادی و قضا و قدر الهی) با... ادامه

July 07, 2004 11:17 PMComments (0)

قدغنستان

تو كه هستی كه با نغمه سردت در شبی سردتر از آهنگ كلامت سرود قدغن می خوانی ؟ خیر! اینجا قدغنستان نیست ! اینجا همه چیز آزاد است ! می خوانی می خوابی می رقصی می خندی می گریی.... باور... ادامه

July 03, 2004 08:37 PMComments (0)

برای مردمانی که بی خاطره می آیند

دو چراغ در دور دست خیابان پیداست كه آهسته پیش می آید و نزدیكتر كه می شود . نمی دانی چه نوع اتومبیلی است : پیكان ، پژو، پراید، ... حالا می شود فهمید . صدای خسته ای دارد و... ادامه

July 03, 2004 01:04 AMComments (1)

چرا جوجه از جاده عبور کرد

به نظر شما چرا جوجه از جاده عبور كرد؟ بهتره نظر چند تن از نوابغ رو در این زمینه بشنوید: آموزگار : برای آنكه به انسوی جاده برود. افلاطون : برای رسیدن به فضیلتی والاتر. ارسطو : طبیعت جوجه ها... ادامه

July 01, 2004 10:34 PMComments (0)

[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Email ]