▐ دچار و ناچار
دچار باید بود یا ناچار ؟!! یک شعری دارد سهراب که «دچار باید بود، دچار یعنی عاشق !!» واقعا دچار یعنی عاشق ؟!!! یا بیچارگی و ناچارگیست که ناگزیری عاشقانه را به وجود میآورد ؟!! خلاصه اینکه آخرش، آدم باید ناچار...
ادامه
▐ Московское метро" nostalgia"
اول شابولوفکایا بودیم که یک دنیا خاطره است برایم. بعد رفتیم بیبیروو که البته چون بیشترین آمد و شد ما به مدرسه و سفارت بود، برای اینکه پریخود نکنیم، همان خط را یکراست میرفتیم تا سویهبلاوو و تا بیبیروو...
ادامه
▐ کافه جویبار
▐ The Wind That Shakes the Barley
پریشب فرصت شد و «The Wind That Shakes the Barley»، آخرین اثر Ken Loach را برای بار دوم دیدم. اگر بگویم شاهکار است، اغراق نکردهام. فقط فیلم نبود. بریدهای بود از زخمی عمیق، درست به عمق گنگیاش. بازی Cillian...
ادامه
▐ در وضعیت صلح
امروز روز مهمی بود. برای همین هم بیدار ماندم تا قبل از خواب حتما چیزی بنویسم اینجا برای یک مخاطب خاص که دستم کوتاه است از اینکه بتوانم همینها را برایش بگویم. امروز حول و حوش ساعت ۱۱ بود که دقیقا داشتم...
ادامه
