▐ مجال ما همین تنگ مایه بود و دریغ
نه تماسینه حرفینه صدایینه معجزهایبرای همیشه تو را ترک میکنم....
ادامه
▐ طاق زدم
اتوبوس دو طبقه را که یادت هست ؟! طبقه دوماش خیلی جای عجیبی بود. تصورش را بکن که چند متر از زمین بالاتر حرکت کنی و همه آدمها و ماشینها زیر پایت باشند. کوچکتر که بودم، خیالم این بود که طبقه...
ادامه
▐ رویا
زن خوب فرمانبر پارسا....پیدا نمیشه بیخود خودتو خسته نکن....
ادامه
▐ هر که در این حلقه نیست
میانه زمستان است شاید. برف زمین را گرفته و اتومبیل به سختی خودش را بالا میکشد. سربالایی ترسناکیست که شاید فقط اگر یک لحظه توقف کنی، دیگر به بالایش نرسی. هرچه هوای بیرون سرد است، هوای داخل اتومبیل گرم است....
ادامه
▐ حرف مردم
یکی از علما را پرسیدند که : یکی با ماهرویی در خلوت نشسته، درها بسته، رقیبان خفته، نفس طالب و شهوت غالب، آیا بتواند که به قوت پرهیزکاری به سلامت بماند ؟!گفت : اگر از ماهرو هم به سلامت بماند،...
ادامه
▐ ذبی و نعمت
آقا نعمتا... و آقا ذبیحا... در حال .... چرخ...
ادامه
▐ اشتباه
درژینسکی به عنوان مسئول امور امنیتی، در جلسات هیئت دولت هم شرکت میکرد. در یکی از این جلسات لنین یادداشتی برای درژینسکی فرستاد که در آن نوشته شده بود ؛ «رفیق درژینسکی، چند نفر انقلابی در زندانها هستند ؟»درژینسکی زیر...
ادامه
▐ دائرة الواژگان
..... خل : پرکاربردترین از مجموعه کلمات زیر است. کاربرد وسیع آن باعث شده است که تاکنون تعریف مشخصی برای آن ارائه نشود. در دعوا نوعی فحش باشد که بر نابخردی، نابلدی و بیحواسی طرف مقابل که ایجاد خسارت و...
ادامه
▐ قصه واقعی بود
ولی این قصه واقعی بود. سربازی که رئیس پادگان مجبورش کرد به خاطر تخلفی که کرده بود، از شب تا صبح طول حیاط رو پا بکوبه و به چند تا آفتابه که ته حیاط چیده بودن سلام نظامی بده. سربازی...
ادامه
▐ عادت
انگار آدمهایی که پراکنده میشوند، افق دید مرا گسترش میدهند. شاید چون عصبیام اینطور حرف میزنم. یا چون تازه از پیچ محبوبم، توی کوچه باغهای پارک پیچیدهام. مهم نیست. سخت است اما به نبودن همه اینهایی که پراکنده میشوند عادت...
ادامه
▐ ستاد بازشناسی پدیده سوم تیر
...
ادامه
