|
آخرین روزنوشت
چهارشنبه ۲۰ دی ۸۵
این ستون را میخواهم تعطیل کنم، لااقل فعلن. اما آرشیوش را میگذارم باشد. هم وقت ندارم و هم ضرورتی برای این ستون نمیبینم.
12:11 PM GMT
:: نظرات وارده: 0 نظر
فلسفهی شادان
چهارشنبه ۱۵ آذر ۸۵
«psiphon is a human rights software» + + +
کیک زرد ....
فلسفهی شادان
پینوشت : دو تا استامینوفون واقعی، این اولی، اینم دومی!!!
02:39 PM GMT
:: نظرات وارده: 4 نظر
شیر و گربه
دوشنبه ۶ آذر ۸۵
شیر و گربه، با اینکه هر دو گربهسان هستند اما در یک قفس نگهداری نمیشوند. چرا فکر میکنی دنیایی که در آن حقیقت را به زور آرمانهای مندرآوردی انکار میکنیم، دنیای سفیدیست ؟!!!! چند وقت است که اصلن حال و حوصلهی این وبلاگ خرابشده را ندارم. مخصوصن این ستون روزمرگی که واقعا حس و حال میخواهد به روز کردنش. چند وقتیست که دارم به بستن اینجا فکر میکنم و هنوز با خودم به توافق نرسیدهام.
«يكي از زنان مرده شور كه از قديمي هاي آنجا بود و ما نيز با او گفتگو كرده بوديم براي گرفتن فيش وارد اتاق شد و آقاي رئيس به او كه سواد هم نداشت توضيح داد حقوق او با كسر اقساط وام و همچنين قسط تعاوني مبلغ يك ميليون و سيصدو چهل هزار تومان است كه ۱۵۰ هزار توامن آن مربوط به عيدي اعياد شعبانيه است.» بخوانید درباره وضعیت مالی صنف مردهشورها که به گمانم از وضع مالی صنف خلبانها هم بهتر باشد.
تمام بچگیمان یکجا. سرندیپیتی، پاریکال و پرین، حنا، جودی آبوت و بابا لنگدراز، دکتر ارنست و بر و بچز، هاچ زنبور عسل، زمبه و کایکو و تسوکه، بل و سباستین، چوبین، سندباد، هادی و هدی و آقبابا، سوباسا و کاکرو و خیلیهای دیگر که بچگی ما را ساختهاند. البته نمیدانم چرا چند دقیقهایست که سایت خوابیده.
«بنظر میآید اصولا آقایان (و در موارد زیادی هم خود خانمها) هر زنی که خلاف باور شخصی ایشان رفتار کنند را جنده میدانند. اگر کسی دامن کوتاه بپوشد جنده است، اگر دوست پسر داشته باشد جنده است، اگر دوست پسرش را عوض کند که دیگر خیلی جنده است. اگر فعال حقوق زنان، بشر و کودک و ... باشد جنده است.» بحث غیر علمی درباره لغت جنده.
«براثر سقوط هواپيماي آنتونف، ۳۹ سرنشين هواپيماي سپاه جان خود را از دست دادند.» گویا یک موتور هواپیما از کار افتاده و ۳۹ نفر را به کشتن داده است. فرمانده سپاه در همین راستا اعلام کرده که سینهاش را سپر حوادث ملت خواهد کرد و البته توضیح نداده که از کار افتادن یک موتور هواپیما چه ربطی به حادثه برای ملت دارد. داشتم این خبر ایسنا را میخواندم که در دبی، هر ۳۰ ساعت یک نفر بر اثر حادثه رانندگی کشته میشود. به نظرم رسید که ما چهقدر از آنها جلوتریم که کار ۹۰۰ ساعت آنها را یک ساعته انجام میدهیم و سینفر را میفرستیم آن دنیا. در ضمن اینجا بازتاب اعلام کرده که هواپیما ۳۶ کشته و دو زخمی داشته است که با خبر ایلنا همخوانی ندارد.
«برگزيدگان هفتمين دورهي جايزه مهرگان علم و ادب عصر ديروز در مراسمي در فرهنگسراي نياوران معرفي شدند.» +
«گفتني است، هيأت امناي اوليه (موسس) و اصلي اين دانشگاه، عبارتند از آيتالله خامنهاي، آقاي هاشمي رفسنجاني، آيتالله موسوي اردبيلي، مهندس ميرحسين موسوي، حجتالاسلام و المسلمين حاج احمد خميني و دكتر عبدالله جاسبي، كه در حال حاضر، حاج احمد خميني فوت كرده و آيتالله موسوي اردبيلي به خاطر بيماري شديد جسمي، از حضور در جلسات معذور بوده و آيتالله خامنهاي نيز به خاطر محذورات موجود و تشخيص خود در اين هيأت، حضور نمييابند. مهندس موسوي نيز سالهاست كه عملا در چنين هيأتي نيست؛ يعني در عمل، هيأت امناي دانشگاه آزاد، شامل آقايان هاشمي رفسنجاني و جاسبي است و جاسبي هماكنون رياست دانشگاه را بر عهده دارد..» درباره رویارویی احمدینژاد و جاسبی، کامنتها را هم اگر فرصت داشتید بخوانید.
«به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پس از آن كه عصر روز يكشنبه مذاكرات مقدماتي با مسوولان فيفا به نتيجه رسيد و تيم ملي اميد ايران جواز حضور در رقابتهاي آسيايي دوحه را دريافت كرد، هيات بلند پايهاي از جمهوري اسلامي ايران جهت مذاكره با مسوولان فيفا وارد بروكسل شد.» رایزنی با فیفا آغاز شد.
وای خدای من، تو چهقدر احمقی. از تو تعجب نمیکنم. متعجبم از خودم که زمانی با احمقی مثل تو دوست بودهام. این جملات را این چند وقت زیاد به زبان میآورم. بعد از خواندن بعضی از وبلاگها و دیدن بعضی از حرکات از آدمهایی که زمانی دوستم بودهاند. این روزها زیاد اق میزنم. لامصب میطلبد امشب بکپم توی قهوهخانه اسلامی و همه این فکرهای لعنتی را دود کنم و بفرستم به آسمان.
12:19 PM GMT
:: نظرات وارده: 2 نظر
احساس مردانگی
شنبه ۲۰ آبان ۸۵
امشب به این فکر میکردم که چه چیزی بیش از هر چیز به یک مرد، احساس مردانگی میدهد. یک سکس موفق ؟!!! دیسیپلین شغلی خوب ؟!! پول ؟!! قدرت ؟!!! اما به این نتیجه رسیدم که فقط با مشت کوبیدن توی سر یک پیاز درسته و خرد کردن آن، قبل از صرف چلوکباب است که احساس مردانگی واقعی و اصیل را به یک مرد میدهد. و من امشب در یک چلوکبابی خیلی خیلی مردانه !!!!! موفق شدم این احساس مرد بودن را درک کنم. البته اینجور مواقع آدم باید حواسش باشد که درک احساس مردانگی به قیمت تذکر گارسون تمام نشود.
خبر گاردین در مورد فیلم سکسی همان هنرپیشه زن، خیلی جالب انشاء شده بود جوری که حیفم آمد لینکش نکنم. اول اینکه خبر داده پلیس بینالملل در تعقیب دوست پسر آن هنرپیشه است که او را تحویل ایران بدهد. نکته جالب هم اینکه از این هنرپیشه، با نام هنرپیشه آبکی یا "Iranian soap star" یاد کرده است.
«متهم پرونده فيلم جعلی منتسب به هنرپيشه زن سريال تلويزيوني که منجر به شکایت بازیگر سریال «نرگس» دستگير شد.» خبرگزاری انتخاب از دستگیری عامل پخش فیلم خبر داده و به نقل از مصاحبه زهره امیرابراهیمی با بانیفیلم، اعلام کرده است که این بازیگر گویا قرار است با یک تئاتر به عرصه برگردد. دارم فکر میکنم چه فروشی بکند آن تئاتر و چه فروشی بکند فیلمهایی که این خانم در نوبت اکران دارد، البته به شرطی که ممنوعالتصویر نشود.
صرفهجویی در مصرف عشق، میشود ازدواج. بیبیگل.
«يکی از قضات دادگاه فدرال آرژانتين برای اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس جمهور اسبق و رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران و همچنين هشت تن ديگر از مقامات ايرانی حکم جلب بين المللی صادر کرد.» +
فیلم «میم مثل مادر» ملاقلیپور را چند روز پیش دیدم. به نظرم ملاقلیپور در این چند ساله یک روند روبهرشد محسوس داشته است. اما «میم مثل مادر» به نظر من در این روند یک اثر خنثی محسوب میشود. برایم خیلی جالب بود که کسانی که از «به نام پدر» حاتمی کیا به عنوان یک فیلم شعاری نام میبرند، «میم مثل مادر» را شعاری نمیدانند. در حالی که این فیلم لبریز از شعار است. واقع بین نیست. با یک موضوع صددرصد جامعهشناختی، احساسی برخورد میکند. اتفاقا در این کنفرانس، ملاقلیپور گفته که قصد بازی کردن با احساس مخاطب را نداشته است. در حالی که تلاش برای درآوردن اشک بیننده در سکانس فینال، مشهود و ملموس است.
این عکس هم در نوع خودش دیدنیست. تصویر آق پسری که مردانگی واقعی !!!! را این شکلی برای خودش احیاء کرده است. دو تا زن گرفتن، آن هم در یک زمان و نشاندن آنها سر یک سفره عقد. این دیگر نوبر است. من فقط نگران زفاف این عزیزان هستم. به قول قدیمیها که یک قلیان میگذاشتند وسط و چند نفری مینشستند دورش و به شوخی میگفتند «یه قلیون و صد تا قلندر». حکایت این دو عروس خوشبخت است با آقا داماد ۱۶ ساله.
«حاجي جون داداش جست و جوی شما برای - "یه چیکه معرفت" – بي نتيجه بود.» نتیجه جستجوی گوگل فارسی.
معرفی : فوتوبلاگ کادر.
عکس ۱ : کنسرت کامکارها در تالار بزرگ شهر.
عکس ۲ : پشت صحنه «رئیس» کیمیایی.
02:52 AM GMT
:: نظرات وارده: 2 نظر
|