▐ هر چه که گیر بدهی، ما تسلیمیم
مدتی پیش با یکی از دوستان حرف می زدیم راجع به اینکه چقدر خوب بود که یک فضای امن و مطمئن و پایدار روی وب داشتیم که هر چه اطلاعات و عکس و متن را برای روز مبادا در آن نگه می داشتیم. دقیقا مثل صندوق امانات بانک ها منتهی برای امور غیر مالی. دارم ته توی این سایت را در می آورم. یک فضای یک گیگابایت با ساپورت پیاچپی. فقط تنها بحث موجود، بحث پایداری سرویس است.
اصلا ما کی باشیم که جواب بدهیم. ما یک مطلبی در مورد حجاب نوشته ایم. خوب آن موقع سوادمان کم بوده. یک چیزی هم در مورد شریعتی گفته ایم. آن موقع هنوز مدرسه نرفته بودیم. فکر نمی کردیم که چند سال بعد یک آدم سمجی آرشیومان را برای پیدا کردن یک سوتی زیر و زبر کند و گیر بدهد به مطلب ۴ اسفند ۸۲ یا مطلب ۲۱ اردیبهشت ۸۲. خلاصه آقا پویا ما حتی اگر جوابی هم داشته باشیم، در برابر نقد شما تسلیم تسلیمیم. (البته جلال جوابت را توی نظرات داده است تا بدانی که ما همچین بی کس و کار هم نیستیم)
شماره مسعود را گرفتم و یک ساعت مخ هم را خوردیم. کلی به من یاد داد که به کی رای بدهم. کلی هم مثل همیشه که با هم حرف می زنیم از من خواست که چند تا از مطالب قدیمی اش را بخوانم. کلی از علی قدیمی تعریف کرد. کلی هم با آن لهجه با مزه اش گیر داد به در و دیوار و کلی مرا خنداند.
پی نوشت ۲ : پرچم سفید حمید که فیل تر شده بود، دوباره علم شد.
May 20, 2005 08:00 PM ■ Comments (1)
نظرات :
اينجام......هنوز نفس هست...اما نه ....
کار نشرهي هم امده شده...من سر قولم هستم..اگه زنده بمونم....
سورئاليست | May 20, 2005 10:45 PM

